عبد الحي حبيبى

796

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

بر راهى كه ائمهء ديگر رفتندى ميرفت ، الا در مواردى كه در فهم مدلول و اشارات و طرق استنباط از ان با ديگران اختلاف داشتى . ولى در قبول احاديث شيوهء خاصى داشت ، و همان احاديث نبوى را مورد عمل قرار ميداد ، كه جماعتى از جماعتى ديگر روايت كردندى ، و رجال آن هم ثقه و صادق بودندى ، و فقيهان در شهرها بر عمل آن اتفاق داشتندى . و اگر در موردى چنين حديث و يا قول صحابى بدست نيامدى ، آنگاه به اجتهاد خود از قياس و استحسان كار گرفتى « 1 » و ابو جعفر شذامارى بسند خود از امام ابو حنيفه روايت كند كه او ميگفت : ما در هيچ مسئله بدون ضرورت از قياس كار نميگيريم . اگر دليلى را از كتاب و سنت و عمل صحابه و يا اجماع صحابه نيابيم ، آنگاه بقياس رجوع كنيم . « 2 » وى بچنين صورت همواره مرجع استفتاء و رجوع مردم بود ، و گويند كه در عبادات و معاملات از شصت تا هشتاد هزار مسئله گفته بود « 3 » امام ابو حنيفه در استخراج احكام مسايل از احاديث ، مهارت عجيبى داشت . روزى يكى از بزرگان محدثان اعمش ازو در مسئله‌يى فتوا خواست . چون جواب شنيد ، اعمش پرسيد : اين را از كجا آوردى ؟ امام جواب داد : تو از ابراهيم حديثى را چنين ، و از شعبى چنان روايت كردى ! اعمش با تعجب در پاسخ گفت : « اى معشر فقهاء ! شما طبيبانيد و ما دوا فروشان . » « 4 » با وجوديكه كتب معتبر مذهب حنفى را شاگردانش بعد ازو ترتيب كرده‌اند ، ولى برخى كتب به او نيز منسوبست كه از ان جمله است : 1 / فقه اكبر در ده باب در بيان عقايد ، طبع حيدرآباد دكن 1321 ه 2 / فقه اكبر دوم كه بعد از 390 ه تاليف شده طبع قاهره 1915 م و دهلى 1289 ه 3 / فقه اكبر سوم بروايت ابو مطيع بلخى طبع دهلى 1307 و قاهره 1324 ه 4 / فقه الابسط طبع حيدرآباد 1321 ه .

--> ( 1 ) - ضحى 2 / 185 بحوالت مناقب ابى حنيفه از مكى 95 و ابن عبد اللّه 139 ( 2 ) - معجم المصنفين 2 / 144 بحوالت عقود الجواهر ( 3 ) - ضحى 2 / 188 بحوالت مكى 96 ( 4 ) - ضحى 2 / 190 بحوالت مكى 1 / 163